عبد الجليل قزوينى رازى

419

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

اسلام بحجّت نه بشبهت ، ايمان باخلاص نه بعاريت ، نماز بحقيقت نه بمجاز ، اين مذهب با مذهب مجبّرى بمحكّ عقل و شرع بربايد زدن تا خود سره كدام است و ناسره كدام ؟ حق كدام و باطل كدام ؟ و الحمد للّه على الايمان و الاسلام ، و السّلام على النّبىّ و الإمام . امّا آنچه گفته است كه : « رافضى در نماز خير العمل زند ، و ملحد همچنين كند » جواب آنست كه مسائلى و كلماتى كه بنصوص شريعت و بفرط ديانت تعلّق دارد و فقها و علماء طوايف وجه فقه و سبب نزول آن دانند و در كتب مذكور و مسطور باشد چون عوام و جهّال در آن آويختن و بر منبر و در حلقهء ذكر فتواى خطا كردن از غايت جهل و بىعلمى باشد اوّلا اتّفاق است كه كلمهء « خير العمل » در بانگ نماز و قامت نه موضوع شيعت است كه « 1 » رسول عليه السّلام فرموده است و در عهد بو بكر و خلافت او مؤذّنان گفته‌اند « 2 » تا « 3 » بروزگار عمر خطّاب ترك كردند كه عمر گفت : چون مردم مىاشنوند كه نماز « خير الأعمال » است در زكات و روزه و حجّ و جهاد تغافل مىكنند و تكاسل مىنمايند و تقصير مىكنند ترك اين لفظ كنيم تا مردم ترجيح ننهند نماز را بر ديگر عبادات ، و غرض از ترك و منع كلمهء « خير العمل » گفتند : اين بوده است به اختيار عمر ، و باقيان گفتند : مىبود تا بعهد امير المؤمنين كه با معاويه قتال مىكرد از هردو قوم بانگ نماز و قامت بر يك حدّ بود معاويه گفت : فرقى بايد ميان ما و ايشان ؛ « خير من النّوم » اختيار كرد ببدل « خير العمل » پس أتباع على بر سنّت مصطفى بمانده‌اند ، و اتباع معاويه از آن عدول كرده‌اند .

--> - دستور داده‌اند كه : « و أما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه ، حافظا لدينه ، مخالفا على هواه ، مطيعا لامر مولاه فللعوام أن يقلدوه » و اين از احاديث معروف در ميان شيعيان است و جزو حديث مفصلى است كه از تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام مأثور است و نگارنده بتفصيل آن را در ذيل ميزان الملل نقل ، و اعتبار آن را ببيان علماى اعلام شيعه رضوان اللّه عليهم - اثبات كرده و مطالب بسيار مفيدى در اين‌باره نقل نموده است رجوع شود بص ( 239 - 253 ) . ( 1 ) - در نسخ : « و » . ( 2 ) - ع ث : « و از عهد بو بكر مىگويند » . ( 3 ) - ع ث ب م : « و » .